مرحوم ميرعماد - مرحوم ميرعلي هروي - مرحوم عليرضا عباسي - مرحوم محمد حسين اصفهاني
باز آن سوار مست به نخچير مي رود / دستم ز کار و کار ز تدبير مي رود
او اسپ مي دواند و ما کشته مي شويم / لشکر هلاک مي شود و مير مي رود
من بيهشم، که مي دهد از يار من خبر؟ / اين باد مشکبو که به شبگير مي رود
كتبه اقل العباد ميرعلي الكاتب السلطاني
از سادگي و سليمي و مسكيني / وز سركشي و تكبر و خودبيني
بر آتش اگر نشانيم بنشينم / بر ديده اگر نشانمت ننشيني
فقير علي رضا عباسي غفرالله ذنوبه في 1012
هوالبهي الابهي
فيض مسيحا ز دمم ميچكد / آب حيات از قلمم ميچكد
شاعر نادر سخن ساحرم / در فن خط نيز بسي ماهرم
سنه1283
در ديار خط شه صاحب علم / بنده باب بها مشكين قلم
سنه 1283
در گله شاه اسب كروك دبو / در قافله نيز اشتر لوك دبو ما اشتر لوك و اسب كروك توئيم / بر بوك همي زنيم بر بوك دبو الفقير الحقير المذنب عماد الحسني غفر صورت ديگر اين شعر در ایلخی شاه، اسب کروک دوبو / در قافله نیز اشترلوک دوبو این اشترلوک و اسب کروک منم / این در به امید میزنم بوک دوبو در رمه شاه اسب (بارکش) بود/در قافله نیز شتر مست(بارکش) بود این اشتر مست و اسب تندرو منم/این در به امید میزنم در آن جغد بود
.jpg)

.jpg)
.jpg)
احمدسلطانیان ، تولد1356/6/20 ، تهران ، مدرس خوشنويسی : نستعلیق ، شکسته نستعلیق و تحریری