بدان  که مردم بی هنر دائم بی سود بود.چون مغیلان که تن دارد و سایه ندارد-نه خود را سود کند و نه غیر را.ومردم اصیل و نسیب اگر چه بی هنر باشد از روی اصل و نسب از حرمت داشتن مردم بی بهره نباشد . بتر آن باشد که نه گهر دارد و نه هنر.

اما جهد باید کرد تا اگر چه اصلی و گهری باشی تن گهر باشی که گوهر تن از گوهر اصل بهترست .

وبدان نام که مادر و پدر نهد همداستان مباش که آن نام نشانی باشد-نام آن باشد که تو به هنر بر خویشتن نهی تا از نام جعفر و زید و عمرو و عثمان وعلی به استاد و فاضل و حکیم اوفتی که اگر مردم رابا گوهر اصل گوهر هنر نباشد صحبت هیچ کس را نشاید.و هرکه را در وی این دو گوهر یابی چنگ در وی زن وازدست مگذار که وی را همه کار آید.