بگذشت چون نسیم بهاری جوانیم/طی شد چو عمر لاله و گل زندگانیم

نامهربان شو ای دل خونین که در جهان/شد خصم رندگانی من مهربانیم

ای بهتر از جوانی وای خوش تر از امید/طی گشت در امید وصالت جوانیم

بی روی چون بهار تو ای نو گل وجود/زرد و شکسته رنگ چو برگ خزانیم

تا کی به بزم غیر بدان روی آتشین/بنشینی و بر آتش حسرت نشانیم

بازآ که سنگ خاره و گل خنده میکنند/برسست عهدی تو و برسخت جانیم

از فیض وصف آن لب شیرین بود که من/با کام تلخ شهره به شیرین زبانیم

بی دوست چیست حاصلی اززندگی رهی/ای نیست باد بی رخ اوزندگانیم

 برای مشاهده بیوگرافی رهی معیری اینجا کلیک کنید.