قطعه نستعلیق - کاتب ناشناس
شب دوش گربه جنگلی در حوالی ما بر کبوترخانه شبیخون آورده در سرکندن کبوتران- ؟ - باقی رم کرده متفرق شدند. شب دیگر که هنگام آرمیدن مرغان شد کبوتران رمیده به هیچ حیله میل به آرامگاه دوشینه خود نکردند.گفتم ای نفس کافر اینک هفتاد سال شد که هر شبانروزی ده شبیخون اجل می بینی و از این ناآرامگاه روم نمیکنی - چه غفلتست.
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۸:۱۴ ب.ظ توسط احمد سلطانیان
|

احمدسلطانیان ، تولد1356/6/20 ، تهران ، مدرس خوشنويسی : نستعلیق ، شکسته نستعلیق و تحریری