هوالمعز

بیا ای اشک تا بر حال زار خویشتن گریم / چو شمع از محنت شبهای تار خویشتن گریم

ندارم مهربانی تا کند بر حال من گریه / همان بهتر که خود بر حال زار خویشتن گریم

العبد المذنب شاه قاسم غفرذنوبه

.....................................

آنکس که بدست جام دارد / سلطانی جم مدام دارد

آب که خضر حیات از او یافت / در میکده جو که جام دارد

کتبه المذنب شاه قاسم الکاتب عفرالله ذنوبه