ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای/وز کین چها در این ستم آباد کرده ای

برطعنت این بس است که برعترت رسول/بیداد کرده خصم وتو امداد کرده ای

ای زاده زیاد نکردست هیچگه/نمرود این عمل که تو شداد کرده ای

کام یزید داده ای از کشتن حسین/بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای

حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن/آزرده اش به خنجر فولاد کرده ای

ترسم تورا دمی که به محشردرآورند/از آتش تو دود به محشر درآورند