دو صفحه کتابت از مرحوم شاه محمود از کتاب خمسه نظامی با تذهیب عالی
چلیپای نستعلیق - مرحوم علیرضا عباسی
6سطر از مرحوم میرزا غلامرضا اصفهانی - مجموعه انجمن خوشنویسان
گرگ در گله ندارد خبر از حالت میش - یاعلی مدد است
سرتاسر آفاق به هیچم نخرند یارب چه متاعم
جنس بشر ندارد اندر نهاد پاکی
این قافله تا بحشر لنگست - روز سه شنبه تحریر شد
آشیان هرجا نهادم مسکن صیاد بود - تحریر شد
روح هایی کز قفسها رسته اند - تحریر شد
...........................
آثار فوق در کتاب تازه تالیف دکتر قلیچ خانی(درآمدی بر خوشنویسی ایرانی) منتشر شده است.
سطر نستعلیق - مرحوم میرزا غلامرضا اصفهانی
دوسطر بسیار زیبا و ممتاز از مرحوم میرزا کاظم برای فروش
سه سطر از بهترین و شاخص ترین آثار مرحوم میرزا کاظم خوشنویس چیره دست و توانای دوره قاجار به فروش میرسد.
این آثار به تایید کارشناسان جزو بهترین آثار آن مرحوم هستند و سطر«الهی اذا لم»به اعتقاد تعدادی از مجموعه داران و استادان معاصر به عنوان بهترین نمونه سطر نویسی آن مرحوم شناخته شده است.
تک سطری«تا بگیرد دامنت بوی گلاب» با تذهیب طلا به مبلغ ۲۵۰۰۰۰۰۰ریال - دو میلیون و پانصد هزار تومان
دو سطری با متن عربی با تذهیب طلا به مبلغ۳۵۰۰۰۰۰۰ریال - سه میلیون و پانصد هزار تومان
تلفن تماس : ۰۹۱۲۷۸۰۲۲۶۴
سه چلیپا از مرحوم میرعماد (ره)
چلیپای نستعلیق - مرحوم عبدالرشید
قطعه نسخ - مرحوم عبدالعلی یزدی(اشرف الکتاب)
عکس و دست نوشته و رقم مرحوم میرزا غلامرضا اصفهانی
چلیپای نستعلیق - کاتب ناشناس
چلیپای نستعلیق - مرحوم شاه محمد مشهدی(عیدانه ی نوروز 92)
سطر نستعلیق - مرحوم میرزا غلامرضا اصفهانی
کتابت نستعلیق - کاتب ناشناس
قطعه شکسته نستعلیق - مرحوم درویش عبدالمجید طالقانی (ره)
همایش تخصصی «كاغذ ابري در نسخههاي خطي و متون ايراني»
گروهی از متخصصان ایرانی و خارجی حوزه فرهنگ ایرانی- اسلامی در نشستی علمی به همراه یک میزگرد تخصصی در موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک، به بررسی «كاغذ ابري در نسخههاي خطي و متون ايراني» میپردازند.
به گزارش روابط عمومی موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک، در این همایش که با همکاری نامه بهارستان (كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي)، موسسه كتابخانه و موزه ملي ملك و كتابخانه تخصصي تاريخ اسلام و ايران در روز سهشنبه پانزدهم اسفندماه 1391 از ساعت 14:30 تا 18 برگزار میشود، در آغاز، «محمدحسن سمسار» عضو هيئتعلمي دايرهالمعارف بزرگ اسلامي و پژوهشگر حوزههاي هنر و نسخههاي خطي، درباره «تاريخچه كاغذ ابري در ايران» سخنرانی خواهد کرد. سپس، «شهريار پيروزرام» مولف و پژوهشگر در حوزههاي هنرهاي سنتي و كتابآرايي، درباره «مواد و مصالح تشكيلدهنده كاغذ ابري در نسخههاي خطي و متون ايراني» سخنرانی خود را ارایه خواهد کرد. سخنرانی بعدی درباره «شناسايي الياف و مواد بهكاررفته در كاغذهاي ابري بازمانده از صفويه تا قاجاريه با روشهاي آزمايشگاهي» است که در این بخش «فرانك بحرالعلومي» مدير لابراتوآر نسخهشناسي نامه بهارستان و كارشناس ارشد باستانسنجي و «رويا بهادري» عضو هيات علمي پژوهشكده حفاظت و مرمت سازمان ميراث فرهنگي، یافتههای پژوهش خود را در این زمینه عرضه میکنند. پس از این بخش، «نرگس پدرام» مولف و پژوهشگر حوزههاي مرمت نسخ خطي، كاغذشناسي و سندشناسي، برای شرکتکنندگان درباره «كاغذهاي ابري در كتابهاي چاپي بازمانده از دوره قاجار تا دهه بيست شمسي» صحبت خواهد کرد.
سخنران پایانی این نشست علمی، «يوشيفوسا سهكي» مدرس دانشگاه توكايي ژاپن و پژوهشگر و مولف در حوزه كتابآرايي است. او بر آن است تا با حضور در این برنامه، مقاله خود را با نام «چند نكته درباره كاغذ ابري ايراني» ارایه کند.

پس از پایان بخش سخنرانیهای نشست علمی «كاغذ ابري در نسخههاي خطي و متون ايراني»، متخصصان و کارشناسان در میزگردی تخصصی به بررسی موضوعات گوناگون مربوط به کاغذهای ابری در متون کهن ایرانی خواهند پرداخت. «فرانك بحرالعلومي»، «شهريار پيروزرام»، «يوشيفوسا سهكي» به همراه «محمد سهرابي (تهراني)» پژوهشگر حوزه مرمت نسخههای خطی و «نوراللّه فرجي» پژوهشگر حوزه مرمت آثار و نسخههای خطي و ابريساز عضای علمی این میزگرد به شمار میآیند.
همزمان با این نشست علمی و میزگرد تخصصی، نمايشگاهی از كاغذهای ابري کهن با عنوان «چهار قرن هنر ابريسازي در ايران؛ از صفويه تا قاجاريه» برگزار خواهد شد که نسخههای نفیس خطی با کاغذهای ابری از گنجينه كتابخانه و موزه ملي ملك را دربرمیگیرد.
همایش «كاغذ ابري در نسخههاي خطي و متون ايراني» به همراه میزگرد تخصصی و نمایشگاه نسخههای خطی با کاغذهای ابری در روز سهشنبه پانزدهم اسفندماه 1391 از ساعت 14:30 تا 18 در موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک به نشانی «تهران، خيابان امام خميني، محوطه باغ ملی، خيابان ملل متحد» برگزار خواهد شد.
چلیپای نستعلیق - مرحوم میرعماد(ره)
مقاله ای پیرامون مرحوم میرزاغلامرضا اصفهانی به قلم دوست بزرگوارم جناب آزرم(قسمت پایانی)
در باره مرحوم "میرزا غلامرضا اصفهانی" در کتابها یا منابع گوناگون بسیار خوانده ایم، اما شخصا" برای بنده آنچه را که مرحوم "محمد علی معیری" در مورد ایشان از قول پدر، پدر بزرگ و جد پدری شان روایت کرده اند قابل اعتمادتر، واقعی تر و دلنشین تراست. با مطالعه بر روی آثار آن بزرگوارِ مرحوم نیز همین خصائص را میتوان در آثار قلمی اش مشاهده کرد و حس نمود. آن جایی که "محمد علی معیری" از قول پدر نقل میکند که "میرزا غلامرضا را آن زمان که دیدم قامتی متوسط بود با قیافه ای متین و گیرا، نگاهی نافذ و رفتاری نرم و شمرده. دستی نسبتا درشت و انگشتانی کشیده داشت و گهگاه ناخنها را به حنا رنگ میکرد. وقاری مخصوص به خود داشت که هرگاه کسی او را چنان که بود نمیشناخت متکبّر و خود ستایش میپنداشت. خوش لحن و آهسته سخن میگفت و کمتر اتفاق میافتاد که به خشم آید. در مجلس تعلیم رفتاری جدّی داشت ولی با شاگردان ترشروی و پرخاشگر نبود. پیوسته جامۀ پاکیزه میپوشید و از او رایحۀ گلاب به مشام میرسید". و همچنین ذکر لحظه تلخ جدایی شاگرد از استاد که آنرا بدینگونه روایت میکند "لحظۀ رقت انگیز جدایی از استاد پس از سالیانی انس و الفت هرگز از یادم نمیرود. او با قیافه ای مهموم پدرانه در آغوشم گرفت، بر پیشانیم مکرّر بوسه زد و با لحنی که تا آن روز از استاد نشنیده بودم گفت: دلتنگ مباش، هر هفته نزدت میآیم و به تعلیمت ادامه میدهم در آن لحظۀ جدایی که استاد عزیز در برم داشت بوی خوش گلاب را از همیشه بهتر میشنیدم و هنوز نیزاز آن رایحۀ آشنا مشام جان معطر دارم".
در خصوص "شکسته" نویسی مرحوم میرزا ، آثار ایشان را فراوان درکتب چاپی ، نسخه های اصل ،و یا در نمایشگاه ها ومجموعه های شخصی دیده ایم. سبکی کاملا منحصر بفرد، زیبا و خیره کننده که بنیانش با مطالعه دقیق و فراوان وبا الهام از شیوه مرحوم "درویش عبدالمجید طالقانی"، آمیخته با نبوغ و ذوق و سلیقه ذاتی اش پدید آمده. شکسته را دردانگ جلی با شهامت و استواری و فوق العاده دلنشین مینوشته وآثارش در این زمینه کاملا" بی همتا و منحصر بفرد است.
اگر خاطر مبارکتان باشد در قسمت قبلی (دوم) اشاره باین مطلب کرده بودم که آن نمونه از نامه مرحوم میرزا را از حیث عیار و کیفیت خوشنویسی اش با دقت بررسی کنید. با اینکه در شمار آثاری نیست که قصد به رخ کشیدن توانایی اش در این رشته را داشته باشد و فقط یک نامه و عرض حال است، اما با مرور بر روی حرکات و دنبال کردن رّد قلمش، شاهد فوران استعداد ذاتی و خدادادی ازدرونش هستیم. به آن حرکات شیرین در سطری که کلمات "...بعد از استخلاص..." و همچنین سطری که در آن کلمات "...که اگر لقمه نان فقیری..." خوب دقت بفرمایید، انگار نیرویی یا دستی از غیب دستش را گرفته و قلمش را هدایت کرده. از ترکیب هایی استفاده کرده و فی البداهه به گونه ای کلمات را کنار یا روی هم چیده وسوار کرده و سطرها را نوشته که مجموع این توانایی ها ، بطور کلی عیار خطش را از تمامی شکسته نویسان مجزا کرده. با اینکه بقول مرحوم معیری "...هر چند که این رشته از خطاطی تفنّن میرزا غلامرضا به شمار میرفت..." اما حقیقتا" در این رشته از خوشنویسی نیزبسیار خوش درخشیده.
در یکی از قطعات شکسته آنمرحوم این مطلب را میخوانیم که:
مذکور گردید یکی از بزرگان طهران گفته است که شیوه نگارشات شکسته فلانی
ورای طرز بهمان استاد میباشد سبحان الله عجب مردمانی و عجيب روزگاری شده است *جایی که پشک و مشک
بيک نرخ است ، عطار گو ببندد دکان را
بلی هرگاه تصدیق کودکان معتبر باشد
چاره جز عدم تحصیل نیست ولی منت خدایرا
که هنوز صاحبان علم و هنر برجا هستند
و میدانند نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند اینجمله خواجه علیه الرحمه است
گر بدی گفت حسودی و حبیبی رنجید
گوتو خوش باش که ما گوش باحمق نکنیم
یا علی مدد است
در شماره 86 ازنشریه "بخارا" مطلبی را دیدم برگرفته ازنسخه ای خطی بشماره 9409 موجود درکتابخانه مجلس شورای اسلامی بخط مرحوم میرزا غلامرضا اصفهانی برحاشیه بعضی اوراق به قلم شکسته نستعلیق متضمن طریقه ساختن و عمل آوردن مرکّب ممتاز که آن مرحوم از دانسته های خود بیادگار گذاشته. متن نوشته را در اینجا نقل میکنم:
طریق ساختن مرکب بسیار ممتاز مستعجلاً. بگیرند دوده بسیار خوب پاک از روغن های مخصوص مداد یکی صمغ عربی خیلی ممتاز نیم دوده را در هاون ریخته صمغ مذاب را متدرجاً به خورد او داده و هماره صلایه نماید تا تمام دوده کوبیده شود. آنگاه از صبح تا عصر متصل در هاون بکوبند و مابقی صمغ را هم به تدریج هروقت خشک میشود بریزند و بکوبند. بعد زاج سیاه جوهری گداخته سه مثقال، مازوی گداخته ده مثقال باز به خورد او بدهند و صلایه نمایند. بعد از اتمام با قلم امتحان غلظت او را فرموده به قدر کفاف آب داخل کرده صاف کرده در شیشه ریخته استعمال فرمایند.
در سال 1246 ه.ق. متولد شد، در هفت سالگی (1253) شبی مولایش را بخواب دید که سرمشقش داد واکسیرعشق وشیدایی اش در وجودش نهاد
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم .... با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
گر اژدهاست بر ره عشقی است چون زمرد .... از برق آن زمرد هین دفع اژدها کن
بس کن که بی خودم من ور تو هنر فزایی .... تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن
عمری کوتاه داشت و روحی بلند. قلمش دم مسیحا داشت وانگشتانش معجزی عیسوی. اجلش مهلت نداد و در زمستان سخت سال 1304 قمری درسن 58 سالگی، طومار عمرش را برچید و به سرای باقی شتافت. روحش شاد.
آنچه را در این 3 قسمت نوشته،گردآوری و تقدیم حضور کردم، بخشی از منابع و مآخذ متفاوت بود که ذکر کردم و بخشی دیگر برداشتی بودازآنچه شخصا" از آن بزرگ مرد وآثارش مشاهده وبررسی کرده بودم. امید آنکه دوستان، چشم پوش معایب بوده و اشکالات را گوشزد کرده و راهنمایم باشند.
اسفند ماه 1391
آ. آزرم
----------------------------------------------------
* از میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی استمقاله ای پیرامون مرحوم میرزا غلامرضا اصفهانی به قلم دوست بزرگوارم جناب آزرم(قسمت دوم)
در آثار بجا مانده از ایشان حتی در نامه نگاری ها (ویا حتی در مکاتبات روزمره و نوشته های قلم انداز و سردستی) سلیقه کاملا استثنائی ومتفاوت ایشان نسبت به بقیه خوشنویسان درموارد سطر بندی وانتخاب قالب کلی نوشته نسبت به اندازه و ابعاد کاغذ مورد استفاده اش بوضوح قابل تشخیص است. بعنوان شاخص ترین نمونه از عرض بنده در این خصوص، به قطعه فوق العاده زیبایش (سوره حمد) بخط نستعلیق که بواقع یکتا وبی همتاست میتوان اشاره کرد. در همین قطعه به کم شدن تدریجی فواصل سطر ها از ابتدا تا انتهای قطعه توجه بفرمایید که چه ریتم چشم نواز و زیبائی را ایجاد کرده. درشمار آثار شکسته ایشان ، قطعه "حمد"ی نیز بخط شکسته دارند که آنهم از آثار فاخر آن خدا بیامرزاست.
با توجه به همه اتفاقاتی که در زندگی اش حادث شده وگریبانش را گرفته اما چیزی از حرکتش نیانداخته و جلودار آنهمه ذوق و استعداد و پیشرفت و جوششش نبوده. در نقل قول های مختلف در مورد زندگی ایشان به مواردی نظیراتهام ارتباط با فرقه باب و بابی ها وهمچنین پیوستن به جمع مخالفان حکومت وقت و نوشتن شب نامه ها و به سببش گرفتاری در بند و حبس ، ونیزکینه توزی و غرض ورزی حاسدان به شخص ایشان بر میخوریم که منجربه وقفه هایی در زندگی هنری اش و همچنین پرهیز عوام از مراوده با آنمرحوم شده اما هیچکدام حریف عشقش و ایمان سخت و راسخش به این هنرنشده و از پای درش نیاورده.
در یکی از ملاقاتهایی که با آقای "محمود حبیب الهی" در اصفهان داشتم ، ایشان به نکته ای قابل تامل در خصوص مقطعی خاص از زندگی هنری مرحوم میرزا غلامرضا اشاره کردند که از آنمرحوم درفاصله بین آن سالها (بمدت 24 سال) هیچگونه قطعه یا اثری همراه با تاریخ و امضا از ایشان وجود ندارد. این نکته ای بود که بنده تا بحال بآن توجهی نکرده بودم . این سنوات (1262-1286 ه. ق.) مربوط به 16 تا 40 سالگی مرحوم میرزاست و اگر بواقع چنین باشد، تعدادی میتواند مربوط به سالهایی باشد که آنمرحوم شدیدا" به کار تعلیم مشغول بوده اند و بفرمایش خودش که اینگونه مینویسد (....مدت ده عام است که دویست نفر متعلم مشقی از شاهزادگان و مستوفی زادگان و غیره دارم.....) که این نامه در بیست و پنج سالگی ایشان نوشته شده و با توجه به جمله "...مدت ده عام است که...." ، از سن پانزده سالگی به کار تعلیم اشتغال داشته و سالهای دیگر شاید مربوط به زمان حبس و دستگیری ایشان در همان اتهام بزرگ به آن خدا بیامرز باشدکه در نامه ای اینگونه مینویسد: (...بعداز استخلاص تا کنون با کمال پریشانی و خجلت با ده نفر عیال صغیر و کبیر بنهایت ذلت گذران نموده زیرا که از جهة این تهمت که والله العلی العظیم تا الیوم با احدی از این طایفه ضاّله معاشر نبوده و نمیباشد و معتقدین این عقیده را حرام زادۀ فطری میداند نان قناعت و بیچارگی این روسیاه بیگناه مقطوع گشت بنحویکه از تعلیم و تعلم و مراودۀ با مردم بکلی بازمانده و بنان شب محتاج میباشد...). جناب حبیب الهی اضافه کردند که بعضی قطعات منسوب به میرزا را دیده اند که تاریخشان مربوط به همان فاصله زمانی بوده اما همگی جعلی بوده اند
لطفا به تصویر نامه مرحوم میرزا غلامرضا اصفهانی ازجهات کیفیت و عیار خوشنویسی ، و نیز سطربندی، فواصل سطرها از ابتدا تا انتها و سلیقه ایشان در انتخاب فضای متن نسبت به ابعاد صفحه توجه بفرمایید.
متن نامه:
تصدق وجود اقدس مبارکت شوم قریب چهل سال است در فن شریف خط نسختعلیق که یکی از هنرهای بزرگ دولت ایران است بتربیت و تشویق شاهنشاه رضوان جایگاه زحمت کشیده و بتصدیق جمله ارباب خبرت
تکمیل نموده چنانچه از قلم غبار کتابت تا شش دانگ کتیبه برای امتحان با خطوط متقدمین و متاخرین
حاضر میباشد بامید آنکه تواند مصدر خدمتی در این دولت جاوید عدت گردد از نحوست اختر و حسد
حاسدان آخر بتهمتی دچاروبعقوبتی گرفتار شد که اگر رافت و مروت خسروانه شامل نمیگشت بمعرض
هلاکت میرسید بعداز استخلاص تا کنون با کمال پریشانی و خجلت با ده نفر عیال صغیر و کبیر بنهایت ذلت
گذران نموده زیرا که از جهة این تهمت که والله العلی العظیم تا الیوم با احدی از این طایفه ضاّله
معاشر نبوده و نمیباشد و معتقدین این عقیده را حرام زادۀ فطری میداند نان قناعت و بیچارگی
این روسیاه بیگناه مقطوع گشت بنحویکه از تعلیم و تعلم و مراودۀ با مردم بکلی بازمانده و بنان شب
محتاج میباشد ناچار بخاکپای ولینعمت کل ایران که خداوند روی زمین است عرضه داشت مینماید
که نان و جان توأمانند از مرّوت وعدالت این شاهنشاه عادل روحناله الفدا
مستدعی است که همچنانکه جان بخشیدند نان مرحمت فرمایند و این غلام جان نثار روسیاه را رجوع خدمت
وظهور مرحمتی تاجمعی عیال شکسته بال سرفراز و خوشحال سازند خدای واحد شاهد است
که اگر لقمه نان فقیری قطع نشده بود ابدا" جسارت نمینمود خداوند بحرمت ائمه اطهار
علیهم سلام الله الملک الجبّار جان این مسکین را بلاگردان
وجود مسعود اقدس مبارک فرماید
امر امر اقدس همایون است
...........................................
دوستان همراه درود! متاسفانه سایت پرشین گیگ دچار مشکلاتی شده و تا بهبود شرایط از سایت دیگری برای ارائه آثار به شما عزیزان استفاده خواهم کرد.
سیاه مشق - مرحوم میرزا غلام رضا اصفهانی - مرحوم میرحسین خوشنویس
مقاله ای پیرامون مرحوم میرزا غلامرضا اصفهانی به قلم دوست بزرگوارم جناب آزرم(قسمت اول)
در آثار بجا مانده ازخوشنویسان بزرگ و هم عصر "میرزا غلامرضا" نیز شیرینی و قدرت زیادی مشاهده میشود اما بنظر این حقیر از آن پویایی و جوانی که عرض کردم یا بندرت دیده شده و یا اصلا از آن خبری نیست. شما با مرور دقیق بر آثارشان متوجه این موضوع میشوید که خوشنویس در همان مرحله از خوشنویسی یا استادی اش گیرکرده و فریز شده و فقط دَرجا زده و تکرارمکرّرات نموده و روزمرگی کرده و گمان کرده که به پایان و انتهای خط رسیده.
اما در آثار مرحوم میرزا تمامی لحظات زندگی شخصی و هنری اش را میبینید وحس میکنید، شادی، غم، هیجان، نبوغ، افسردگی، رشد، شیطنت و بازیگوشی، کنجکاوی و فرار از تکرار، وهر روز، تر و تازه و نو تر شدن ، تشنه یادگیری بودن و آزمودن شیوه ای تازه و خلق حرکاتی شیرین، بهیچوجه تکرار نمیبینید ، حس نمیکنید که درجا زده و رشدی نکرده باشد، حتی هنگام دراوج بودن و استادی. برخی از اساتید معاصر "میرزا رضای کلهر" را بانیِ کوتاه نویسی و جمع و جور کردن حروف و دوائر معرفی کرده اند در صورتی که در تعداد زیادی از آثار "میرزا غلامرضا" (علی الخصوص درآثار دهه آخرعمرش) کوتاه نویسی ها و جمع و جورنویسی های فوق العاده شیرینی میبینید که در عین حالی که رو به خشکی و بی روحی وخشکی خط که نیاورده هیچ، بلکه ملاحت بینظیری به آثارش داده و از بقیه خوشنویسان چند سروگردن بالاترش برده و متمایزش کرده. دقیقا جریان زندگی وتکامل را درخطوطش میبینید و فقط مرگ ازجریان و حرکتش باز داشته وگرنه اگر عمری طولانی تر میداشت معلوم نبود که چه ها میکرد.
همیشه خودم را نهیب زده و برحذر میداشته ام ازاینکه خدای ناکرده در خصوص این مرد بزرگ گرفتار تعصّب نشوم و بی دلیل بزرگ نمایی و غلو نکنم و چشم عقلم کور نشود، هرچندکه این مرد بزرگ از تعریف و تمجید و تجزیه و تحلیل آثارش ازامثال چون بنده ای حقیرو بی سواد بی نیازاست به این دلیل که خطش (طبق فرمایش خودش ازخوابی که در جوانی دیده) نظر کرده مولا علی و عالم بالاست.
با مروری بر آثار بجا مانده از آن مرحوم، موردی را نمیبینید و نمی یابید که قصد پنهان کردنش را داشته باشد. ابایی از مخفی نمودن ویا از بین بردن خطوط کم عیارش نداشته، رک و راست وصادق هرچه بوده را بدست علاقمندان یا شاگردانش میداده چرا که انسان بوده و بمقتضای انسان بودن و متاثر از درونیات و تراوشات روحی اش درلحظات مختلف زندگی و انعکاس آن حالات در آثارش بوده. مثلا در آثار فلان خوشنویس همدوره میرزا (رحمة الله) هرچه یافت میشود خطوطی است بسیار تمیز و قوی وصاف و بقول معروف اتو کشیده و این غیر عادی است، به این دلیل که شما جریانی از حیات را در آثارش نمی بینید، گمان میکنید که خطوطش ساختگی است و کلیشه ای. مگر امکان دارد که شمای هنرمند و خوشنویس همیشه در یک حالت روحی باشید و تحت تاثیر شرایطی قرار نگیرید و در خطتان نیزانعکاسی از آن حالات و روحیات نباشد؟ و همیشه در یک سطح بنویسید و همیشه هم خطتان خوب و در نهایت قدرت باشد؟ پر واضح است که چنین هنرمندانی آثار ضعیفشان را معدوم کرده و با دست چین کردن خطوطشان، فقط آنهایی را که میپسندیده اند بدست این و آن میداده اند. شما و من بیننده اگر قرار باشد که کتابی فقط پر از آثار همان هنرمندِ مرحوم ببینیم، یا در اواسط کتاب و یا از نیمه کتاب گذشته خسته مان میکند، درست مثل اینکه شما هر روز غذایی را که به ذائقه تان سازگار وبرایتان لذیذ تر است بخورید، مدتی نمیگذرد که دلزده و خسته تان میکند و بطور کلی ریتم یکنواخت چه در خط و چه در موسیقی و چه در زندگی و هرچیز دیگری خسته کننده است و کسالت آور و با توجه به همین موارد است که آثار مرحوم میرزا را بسیار شاداب و جوان حس میکنیم. در آثارش وقایع و اتفاقات زمانه و زندگی اش را میبینیم و میخوانیم و جدای از کیفیت و عیار خطش که بی همتاست، با ولع بیشتری پیگیر می شویم که باز هم از آثارش قلمی اش ببینیم و بخوانیم و چیز تازه تری بیابیم و یاد بگیریم.
لطفا به بخشی از یکی از مکاتبات مرحوم میرزا غلامرضا توجه بفرمایید:
هوالله تعالی
عرضه میدارد چندی بسبب نگارش کتیبه های جلوخان مسجد جدیدالبناء مرحوم سپهسالار
از جمیع کارهای متفرقه دورمانده بدرجه ای که مجال رقعه نگاری نداشتم بحمدالله نوشته و منصوب آمد
گرتۀ * ضلع آخر آنرا که منتهی برقم بود دو سه روز قبل مصحوب عالیشان آقا محمد علی عصاساز
ارسال خدمت نمود ولی این صفحه و پنج صفحه دیگر نیم قلم حاشیه بالاست
که اسم مبارک همایونی مرقوم آمده نمیدانید روزهای جمعه چه هنگامه میشود
چنان میدانم تابحال اینگونه کتیبه در هیچ نقطه ای ملحوظ نیفتاده باشد انشاءالله تعالی
بعداز این اگر زندگانی بر قرار ماند شروع بکتائب صحن خواهد شد (بالجمله) ارجمندی آقا محمد علی
مذکور داشت که چاقوئی از کارهای اساتید سابقه اصفهان تحصیل نموده اند
قرار شد که بدهد خدمت ملازمانعالی که مرحمت فرموده (بصحا.... چاپار....) ارسال دارند
بدیهی است بهیچوجه کوتاهی نخواهد رفت چون باطنا خیلی میل دارم که حتی الامکان
اسباب و صنایع مملکت خودمان در کار باشد لهذا منتظروصول آن و هرچه از آن قبیل است هستم که زودتر مشهود آید
---------------------------
* گرته (گرده) یا گرته برداری در کارهای ساخت کاشی یا کاشیکاری معنایی کاملا مشخص دارد و به عمل نمونه برداری اطلاق میشود که خوشنویس خط را با مرکب رقیق بر روی کاغذی مینویسد و در نهایت دور همه حروف وخطوط توسط استاد کاشیکار یا شاگردانش به وسیله سوزن، سوراخ های منظمی میشود (سوزن کاری میشود) و استاد کاشیکار با دستمالی گره زده که در آن پودر یا گرد تیره رنگی میباشد (بعضی ها از گرد زغال استفاده میکنند و برخی دیگر از خاکستر و امثالهم) بر روی سوراخهای موجود ضربه های ملایمی میزند تا پودر از داخل دستمال بر روی کاشی انتقال پیدا کرده یا نقش ببندد و همین کار را برای انتقال نقوش نیزانجام میدهند و سپس بدلیل سستی پودرمذکور بر روی سطح صیقلی کاشی، روی آن را با رنگ مخصوص کاشیکاری ، باصطلاح قلمگیری میکنندسیاه مشق منتشر نشده از مرحوم میرزا غلامرضا اصفهانی(سمت راست)
هو
علم نبود غیر علم عاشقی / مابقی تلبیس ابلیس شقی
در باغ فردوس تحریر گردیده - سنه ۱۲۸۹
.....................
هو
سقف ميخانه شكافيد كه از بوي شراب / آسمان بلكه شود مست و ز رفتار افتد
الفقير الحقير غلام رضا غفر ذنوبه و ستر عيوبه سنه1289 - يا علي مدد
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
سیاه مشق فوق برای اولین بار دیده و منتشر میشود.
سیاه مشق سمت چپ در کتاب احوال و آثار مرحوم درویش عبدالمجید طالقانی(ره) که به همت استاد گرانقدر جناب مشعشی چاپ شده است- منتشر گردیده.
لطفا روی تصویر کلیک کنید.
چلیپای نستعلیق - مرحوم عبدالرشید
سیاه مشق نستعلیق - مرحوم میرحسین خوشنویس
نمایشگاه خوشنویسی استاد حسن تقی زاده کرمانی
افتتاحیه: یکشنبه 15 بهمن ماه 1391 ؛ ساعت 15
زمان بازدید: 15 تا 18 بهمن ماه از ساعت 15 الی 18
نبریز، چهارراه آبرسان، خانه فرهنگ و هنر تبریز، نگارخانه میرعلی تبریزی




















































احمدسلطانیان ، تولد1356/6/20 ، تهران ، مدرس خوشنويسی : نستعلیق ، شکسته نستعلیق و تحریری